×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

پاله وان در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

امروز : چهارشنبه, ۱۳ مرداد , ۱۴۰۰
جلال پرگال مردی برای تمام فصول
عباد زینبی

به پاس قدردانی از سال­ها تلاش و خدمت بر آن شدیم که هم دیداری تازه نماییم و هم گپ و گفتی دوستانه و از منظر استاد و شاگردی به یاد سال­های ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۵ در دبستان ۱۲ بهمن واقع در خیابان مردوخ داشته باشیم. صبح نسبتا سرد در هوایی پاییزی استاد پرگال مانند همیشه وقت شناس و منضبط بر اساس قول و قرار راس ساعت ۱۱ و ۳۰ دقیقه در محل قرار حاضر شد؛ محل قرار همان مدرسه قدیمی ۱۲ بهمن بود. پس از خوش و بش به اتفاق وارد حیاط مدرسه شدیم که تداعی کننده خاطرات بسیاری برای من و استاد بود. حیاط به دلیل شیوع ویروس کرونا و تعطیلی مدارس خالی و سکوت عجیبی داشت، گویی یکباره به دهه شصت رفتیم و برگزاری زنگ­های ورزش و مسابقات.

 

بیوگرافی و بیشینه ورزشی:

متولد سال ۱۳۳۱ در محله قدیمی قطارچیان سنندج است، او که زمانی فوتبال بازی می­کرد دفاع چپ تیم فوتبال تاج سنندج و کاپیتان تیم فوتبال پرستو در محله قدیمی قطارچیان بود، قهرمان سابق رشته دومیدانی و رشته اصلی ایشان کوه نوردی بوده، کسی که در شهرهای همدان، قروه، دهگلان، سنندج و مریوان حضور داشته  و قریب به ۶۵ هزار دانش آموز را در پایه­های مختلف تحصیلی با ورزش و رشته مختلف آن به صورت عملی آشنا و آموزش داده است، در مقطع کنونی نیز و على رغم بازنشسته شدن همچنان مصمم، عاشقانه در میان نوجوانان و جوانان شهر سنندج همچون گذشته به امر آموزش همت دارد.

دلتنگی برای فضای آموزش در ایامی که به خاطر کرونا سوت و کور شده

از استاد پرگال از حس و حال زنگ ورزش و آن همه شور و هیجان دانش آموزان پرسیدم، همچنین از محلی که با سابقه خدمتی ۱۲ ساله، پس از ۳۵ سال به آن بازگشته بودیم، ایشان درباره اینکه نقطه به نقطه حیاط مدرسه و دیوارهای آن با او سخن می­گویند و صداها و شور و شوق دانش آموزان را اکنون می­شنوم از یادآوری خاطرات خوش آن سا­ل­ها سخن گفتند و از برنامه­های ایام خدمت در مدرسه امام شافعی یاد کردند. از قراری که به همت آقای مجیدی بین دانش آموزان گذاشته شد تا پس از فارغ التحصیلی هر ۱۰ سال یکبار گرد هم آمده و دیداری تازه کنند. ای قرار محقق و جلسات برگزار شد؛ هر ۱۰ سال یکبار دانش آموزان دیروزی با تغییر و تحولات بسیار (سنی و شغلی) در جلسات شرکت می­کردند و با تخصص متفاوت و با خاطرات اغلب مشترک ایام دانش آموزی به مرور خاطرات گذشته می­پرداختند.

 

ورود به دنیای تدریس و علاقه ویژه به رشته­ های توپی

استاد جلال پرگال در سال ۱۳۵۴ وارد حرفه مقدس معلمی شده و اولین سوت ورزش دوران معلمی را در دبستان پهلوی قدیم (بدر) زده و در عین حال عصرها نیز در دبستان آذر دخت قدیم (۱۲ بهمن) حضور داشته است. اولین مربی ورزشی خود را استاد محمد طهماسبی معرفی و قدردان همه تلاش­ها و زحمات ایشان بوده و با صحبت درباره اینکه استاد طهماسبی در اکثر رشته­های ورزشی تبحر و مهارت داشته و یکی از بهترین والیبالیست­های آن سالها بوده؛ به طوری که در زمین والیبال به تنهایی با ۶ نفر دیگر مقابله می­کرد و قهرمان رشته دو و میدانی در ماده صدمتر، مربی تیم فوتبال باشگاه تاج و شناگری ماهر و توانمند بود و در یک جمله آچار فرانسه ورزش آن سال­ها به شمار می­رفت.

 

انگیزه بالا در زنگ­ های ورزش و شور بسیار زیاد

آن همه شور و علاقه و اشتیاق شما در زنگ­های ورزش و برگزاری مسابقات ورزشی چگونه به وجود آمد و چرا اکنون معلم­های ورزش چنین فعالیت و ارتباطی با دانش آموزان ندارند؟

در درجه اول انگیزه و شور را دانش آموزان و خانواده­های آنها با حضور در مدرسه و تقاضا برای فراگیری ورزش فرزندان خود را داشته و می­توان گفت به مصداق جمله مستمع صاحب سخن را بر سر شوق آورد، همین موضوع سبب انگیزه و انرژی جهت آموزش می­شد و روش کاری من نیز چنین بود که زنگ ورزش را فقط در فوتبال خلاصه نمی­کردم و در طول سال تحصیلی فوتبال فقط دو و یا چهار هفته در برنامه بود، مابقی به آموزش و ترویج ورزش­های پایه که سبب تقویت تمام عضلات بدن دانش آموزان می­شود براساس برنامه و تقویم زمانبندی اختصاص داشت و همچنین برگزاری مسابقات بین کلاسی در مدرسه و نهایتا مسابقات بین مدارس که در یکی از دوره­ها کل ۲۰۰ جایزه مسابقات را دانش آموزان مدرسه­ام درو نمودند. این موفقیت­ها سبب حیرت مربیان ورزشی و مدیران وقت ورزش آموزش و پرورش شده و اغلب گمان می­بردند من تیم­های گلچین را برای مسابقات انتخاب کرده­ام، در حالیکه این موفقیت و تیم، ماحصل همان تمرینات و فعالیت­های زنگ­های ورزش بوده و بعضا دانش آموزانم از خانواده­هایی متوسط یا با سوء تغذیه بودند، با این حال فیزیک بدنی قوی و انگیزه بالای آنها سبب موفقیت و قهرمانی می­شد.

 

اشتیاق دیدار دانش آموزان پس از سالیان سال و ورزش با آن­ها

 آقای پرگال اکنون که دانش آموزان خود را در مشاغل مختلف و در عرصه جامعه موفق می­بینید چه احساسی به شما دست می­دهد؟ با دیدن دانش آموزان و مشاهده موفقیت­ها و پیشرفت آنها احساس می­کنم کارها و تلاش­هایم بی نتیجه نبوده و احساس خوشایندی پیدا می­کنم. مثلا یکی از دانش آموزانش را به نام كمال لطیفی مثال می­زند که اکنون از کوه نوردان و دوچرخه سواران توانمند است و نام پسرش را آبیدر نهاده و در جلسات مختلفی که برگزار میکند از بنده دعوت به عمل می ­آورد و همچنین از دیگر دانش آموزانم که اکنون پزشک، مهندس و… هستند به دیدن من می­آیند و با این ملاقات­ها انرژی می­گیرم. در حال حاضر هم در دو مرکز آموزشی دبیرستان و ابتدایی دانشور و زاگرس به امر آموزش مشغول هستم و وقتی با شاگردانم شروع به دویدن می­کنم با وجود داشتن ۷۰ سال سن فکر نمی­ کنم که پیر شده ­ام.

ورزش با دست خالی و بدون تجهیزات ورزشی تا وسایل دست ساز

ایده ساخت و درست کردن وسایل و ابزارهای ورزشی مانند حلقه بسکتبال، دروازه فوتبال، طراحی زمین ورزشی و… که اکنون در بسیاری از مدارس سطح شهر و محلات همچنان موجود است چگونه شکل گرفت؟ از همان سال­های اول آموزش، یعنی سال ۵۶ و مدرسه سوم آبان قدیم که اکنون ۱۳ آبان شده هیچ نوع وسیله و ابزار ورزشی نداشتیم و با بردن موتور جوشکاری برای دانش آموزان کلاس اول تاپ و برای دانش آموزان کلاس دوم و سوم، سرسره و برای دانش آموزان کلاس چهارم و پنجم چاله پرش ساخته و به آنها راه و روش زندگی و رفتارهای اجتماعی را آموزش دادم و اکنون خوشحالم که تعداد بسیاری از آنها دارای مشاغل خوب هستند، دانش آموزانی که در عرصه ملی موفق شده­اند؛ مثلا رضا احمدی که دارای دکترای ورزشی و مربی بدنسازی تیم ملی والیبال ایران بوده و بسیار توانمند در بدنسازی است، همیشه قدرشناس و قدردانم می­باشد. من در کنار تمرینات ورزشی به دانش آموزانم اخلاق و رفتار و مراودات اجتماعی را آموزش می­دادم و با آنها ارتباطی دوستانه داشتم. همچنین با پدر و مادرها در خصوص نوع رفتار و شخصیت دانش آموزان ارتباط و تعامل بسیار داشته ­ام.

 

ارتباط کنونی با دانش آموزان و نحوه تدریس

اکنون چگونه به دانش آموزان آموزش می­دهید؟ با آمدن ویروس کرونا و تغییر سبک آموزش به صورت مجازی و در برنامه شاد اولین تاکید من به دانش آموزان این است که از اعضای خانواده بخواهند تمرینات ورزشی و خصوصا تحرک اول صبح و طناب زنی را در دستور کار قرار دهند و یا در داخل پارکینگ خانه ۵ دقیقه دویدن و سپس نرمش برای آمادگی بدن داشته باشند تا توان مقابله با بیماری را داشته باشند، اگر مقایسه­ای بین دانش آموزان جدید و قدیم داشته باشیم باید بگویم آن حس وفاداری قدیمی در دانش آموزان کنونی نیست، دانش قدیمی­ها بسیار قدردان و صمیمی­تر بودند، این دانش آموزان پس از ۵۰ سال هنوز آن شور و علاقه و حس وفاداری را دارند و این برایم جای خوشحالی و غرور است و باز با دیدن آنها روحیه و حس وحال خوبی پیدا می­کنم.

 

مطالعات مرتبط و غیر مرتبط با فضای ورزشی

 استاد پرگال می­گوید که بسیار اهل مطالعه است و تلاش می­کند همیشه برای مطالعه کردن و به روز بودن وقت بگذارد، او درباره موضوعات آخرین کتاب­های خوانده شده، می­گوید: بیشتر در زمینه فیزیولوژی ورزشی، حرکات اصلاحی، قوانین جدید داوری در رشته­های مختلف ورزشی بوده است.

 

تشکیل خانواده و داستان جالب خواستگاری

 ایشان در مراسم خواستگاری بسیاری از دانش آموزان خود حضور داشته است! در یکی از همان جلسات خواستگاری که خود استاد هنوز مجرد بوده، خانواده عروس با اشاره به این موضوع چنین عنوان می­کنند که خود معلم مجرد است و با این وجود برای خواستگاری دانش اموزش امده است! آقا جلال ضمن اظهار تأسف برای اینکه که در این خصوص دیر اقدام کرده، از خاطرۀ روز خواستگاری خود یعنی باخت تیمش در نبود او (به دلیل حضور در مراسم خواستگاری) می­گوید و ادامه می­دهد در سال ۱۳۷۱ ازدواج کرده­ام که ثمره آن چهار فرزند فارغ التحصیل در رشته­های تربیت بدنی و میکروبیولوژی است که متاسفانه فاقد کار و شغل می­باشند.

 

سایر تفریحات و علایق شخصی

استاد پرگال با اشاره به اینکه به موسیقی علاقه دارد، می­گوید: در دوران کودکی فلوت می­زدم و در نوجوانی ساز دهنی اما به دلیل نبود مشوق و راهنما پیگیری نکردم. در گذشته علاقمند صدای عزیز شاهرخ بودم، ایشان هنرمندی است که برای دل خود می­خواند و همین امر سبب ماندگاری ­اش است.

همچنین در پاسخ به پرسش چگونگی اجرای برنامه­ های کوهنوردی برای دانش آموزان در دهه شصت چنین اذعان دارد: در چهار فصل سال این مهم به دلیل آشنایی دانش آموزان با محیط کوهستان و طبیعت آن در فصول مختلف سال و همچنین آشنایی با پژواک و طنین صدا در کوهستان انجام می­شد، محل تجمع و حرکت اولیه را جلو ساختمان بهداشت مدارس قدیم مشخص کرده بودیم و دانش آموزان با حس و حال و انرژی بسیاری می­آمدند و حتی تقاضای حضور برادر یا سایر بستگان نزدیک خود را در برنامه­­های کوهنوردی داشتند. در اجرای این برنامه­ ها همیشه برادران خودم آقا فاضل، آقاجمال، آقا جلیل و همچنین همکاران ارجمند آقایان اکبر افتخاری، وفا فیض بخش و رضا گیوه کشان حضور داشتند. خوشحال هستم که همان برنامه­های کوهنوردی و اجرای آنها سبب گرایش بیشتر و به نوعی ترویج و توسعه کوهنوردی در سنندج شد؛ مثلا همین چند روز پیش که با تعدادی از دانش آموزان به آبیدر رفته بودیم در راه بازگشت به صورت اتفاقی به یک گروه رسیدیم، سرپرست گروه فرشید کوکبی از دانش آموز قدیمی من که اکنون مدرس دانشگاه و از قهرمانان پینگ پنگ است، تعدادی از دانشجویان را با خود به آبیدر آورده بود. در ابتدای برخورد این سوأل مطرح شد: هنوز با دانش آموزان به آبیدر می­آیی!؟ سپس ضمن معرفی من به دانشجویان، اظهار داشت آشنایی و شروع فعالیت کوهنوردی­اش به صعودهای دانش آموزی دهه شصت برمی­گردد. همچنین از دیگر دانش آموزان قدیمی و شرکت کننده در برنامه­های کوهنوردی می­توانم به سید واسع سید موسوی اشاره کنم که اول در ابتدا علاقه چندانی بدان نداشت. اما با شرکت و حضور در برنامه­های کوهنوردی آن زمان بسیار علاقه‌مند به این رشته شد و اکنون عضو تیم ملی و کاپیتان آن می­باشد.

 

آبیدر نشانه هستی و عظمت خداوند

جلال پرگال که عشق و علاقه زیادی به کوه آبیدر دارد می­گوید: آبیدر نشانه هستی و عظمت خداوند و مکانی برای خودشناسی انسان­هاست و چنان که از نامش نیز پیداست از هر ۴ جهت آن آب روان است.

 

چاره‌اندیشی در خصوص بازگرداندن شور سابق به زنگ­های ورزش

مقطع کنونی زنگ­های ورزش در مدارس فاقد هر نوع شور و شوق دانش آموزی بسان قدیم است؛ چه کاری باید کرد تا این نوع رابطه و آموزش شما را معلمين ورزش فعلی هم داشته باشند؟

در گذشته و توسط آقای زاهد هاشمی نسب و زنده یاد نعمت نمکی برای معلمين تازه استخدام شده دوره­ ۱۵ روزه ورزشی برگزار می­شد؛ در طول دوره برگزاری اغلب تجربیات و کارهای انجام داده را انتقال می­دادم و تأکید بر این بود که شرط موفقیت داشتن عشق و علاقه بسیار و ابتکار در عمل و خستگی ناپذیر بودن است. همچنین توجه داشته باشند که قریب به ۳۶۰ رشته ورزشی به صورت کلی و جزئی وجود دارد و زنگ ورزش فقط زنگ فوتبال نیست، با دو یا چند قطعه سنگ هم می­توانند دستان و انگشتان دانش آموزان را تقویت نمایند، در حال حاضر معلمين ورزش که از دانشگاه فارغ التحصیل می­شوند اکثر دروس را به صورت تئوری فرا گرفته­اند و در مدارس و زمان آموزش نیز بیشتر بر مباحث تئوری تاکید دارند. در سال­های اخیر طی مراجعه به یکی از مدارس سطح شهر برای آموزش ورزش، در ابتدای ورود متوجه شدم که به دانش آموزان تذکر داده شده اگر خوب درس نخوانید اجازه ورزش کردن ندارید و آنها نیز در پاسخ گفته بودند که اصلا علاقه­ای به ورزش و زنگ ورزش ندارند! اما پس از گذشت ده روز از حضور در آن مدرسه و ایجاد انگیزه و شور و ارائه برنامه به دانش آموزان شرایط تغییر کرد، به طوری که وقتی گفته می­شد اجازه حضور در کلاس ورزش را نخواهید داشت همه دانش آموزان گریه می­کردند و تمام سعی خود را برای درس خواندن وشرکت در کلاس­های ورزشی به کار می­گرفتند، همین اتفاق موجب تعجب مدیران و همکاران در مدرسه شده بود که در زنگ­های ورزش شما چه خبر است که شرایط به این شکل و شدت تغییر کرده و همه علاقمند به درس و تلاش برای حضور در کلاس ورزش شده­اند!

در طول ۴۹ سال گذشته همیشه امکانات و وسایل ورزشی را خود تهیه کرده و به مدارس برده­ام، مثلا همیشه تعداد قابل توجهی توپ، میله بارفیکس، تشک و… در صندوق عقب ماشین به همراه دارم. همچنین در هفته والیبال و بسکتبال ۳۰ عدد توپ را در یک زنگ ورزش به دانش آموزان یک کلاس برای تمرین و تحرک داده­ام تا هر یک بدون انتظار برای گرفتن توپ، تمام یکساعت زنگ ورزش و تمرین آن را در اختیار خود داشته باشند.

 

رویاهای در دست و دور از دسترس

آیا تا این لحظه از زندگی خود به همه ایده­آل­های خود رسیده­اید یا نه، آرزوهای محقق نشده­ای دارید؟

یکی از آرزوهای دیرین من تشكيل و تهیه کارنامه ورزشی دانش آموزی از کلاس اول تا پایه دوازدهم بود که در سال ۱۳۶۵ بخشنامه هم بدین منظور صادر شد، تنها معلم ورزشی که چند سال آن را عملیاتی کرد خودم بودم، متاسفانه مدیران وقت مدارس زنگ ورزش را کلاس درس نمی­دانستند و بخشنامه با بایگانی و کارنامه ورزشی دانش آموزی دور ریخته می­شد! نکته مثبت که تشکیل و تهیه کارنامه ورزشی دانش آموزی داشت این بود که در آینده خود دانش آموز با مراجعه به آن توان و فیزیک بدنی خود را در کلاس پنجم مشاهده می­کرد، اینکه چه تعداد بارفیکس رفته یا چقدر قدرت بازو و پا داشته و..

 آرزو داشتم که همه دانش آموزان ابتدایی حتما شنا و طناب زنی را یاد گرفته باشند، البته در قدیم بسان اکنون استخرهای متعددی موجود نبود. البته در مورد طناب بازی، می­توان آن را در یک فضای کوچک هم انجام داد. اکنون آموزش و پرورش برای یادگیری دانش آموزان در این دو رشته بخشنامه صادر می­کند و این نشان از اهمیت یادگیری آن است. با احترام به زحمات همه معلمین ورزشی در سطح استان باید از دو معلم عزیز که تلاشی فراوان ومضاعف داشته­اند؛ آقایان خالد اشرفی و نادر دیوانی نام برده و همچنین از عزیزانی دیگر که در آموزش و تیم داری ورزشکاران سنندج تلاشی چراغ خاموش و عاشقانه داشته­اند همچون آقایان حبیب­الله لطف الله نسب، زنده یاد اقبال لطف الله نسب، همایون قمری و ارسلان میرکی یاد کنم.

 

کلام آخر

روی صحبت من با مردان سالمند شهر سنندج است که بعضا با مخالف با بازی و ورزش کودکان، ابزار بازی آنها را گرفته و با نادیده گرفتن شور و نشاط آنها مانع کودکان می­شوند و با همین کار کودکان را دلزده ودلسرد می­کنند. از محله­ای عبور می­کردم که تعدادی از کودکان در حالی بازی و تحرک بودن بودند، برای دقایقی ایستادم و متوجه شدم توپ بازی آنها بسیار سنگین است. وقتی توپ را در دست گرفتم متوجه شدم توپ آنها یک طرب سنگین است و با اصابت احتمالی آن به سر کودکان منجر به آسیب آنها خواهد شد. دلیل استفاده از طرب را پرسیدم گفتند که یکی از پیرمردهای همسایه توپ آنها گرفته و پاره کرده است. سریع از صندوق عقب ماشینم یک توپ به آنها دادم و تاکید کردم برای همسایگان مزاحمت ایجاد نکنید.

اکنون که در ورزش کردستان موضوع و بحث اسپانسر بسیار رایج و داغ شده است اگر اسپانسرها کاری برای ورزش انجام می­دهند بی منت باشد. مثلا اکنون خبر دارم در رشته هندبال شخصی به نام آقای عربی به همراه پسرش منشا اقدامات و کمک­های خوبی شده و تیم داری می­کنند یا بسیاری افراد دیگر که کمک حال ورزش استان هستند. در گذشته تیم فوتبال کردستان، در دسته یک بود در تنیس روی میز همواره کردستان حرف اول را می­زند، در رشته شنا مربیان مجموعه شین آقایان ساعدی ، حلیمی و در بسکتبال آقایان احمدیان ، جمشید نژاد ، غفاری ، واقعا زحمت می کشند و دانش آموزان را از پایه آموزش می دهند ورزش کردستان و ورزشکاران آن توان و استعداد ذاتی فراوان داشته متاسفانه بعضا این توان دیده نمی شود

 

نام ها و یاد ها

حسین لامعی : دلسوز و مدیر ورزشی کارآمد که از کودکی با ورزش عجین بود.

 

 زنده یاد اقبال لطف نسب : مربی دلسوز و توانمند و از خانواده ای ورزشی

 

 دکتر بیژن ذوالفقارنسب: از افتخارات کردستان و ایران و ذکر یک نکته در چند سال گذشته قرار بود یکی از استادیوم های بزرگ شهر سنندج به نام ایشان مزین شود مقدمات کار فراهم و حتی تابلو استادیوم نیز نوشته شد اما در لحظات آخر تعدادی اندک از همشهریان به نسبت موضوع نام گذاری استادیوم مخالف نموده و استدلال آنها حضور بیژن در تهران و… بود و مانع انجام شدند در حالیکه بیژن ذوالفقارنسب برای سنندج و کردستان افتخار آفرینی نموده و به واقع از سر مایه های معنوی و ارزشمند ورزش کردستان است.

 

زنده یاد نعمت نمکی: معلمی دلسوز و عاشق ورزش و با وجود خانواده شهید بودن هیچگاه از هیج امتیاز و موضوعی برای خود استفاده نکرد و بیاد دارم دران سالها که ماشین پیکان خودرویی عالی و با سهمیه واگذار میشد به ایشان یکدستگاه را جهت تحویل و دریافت اختصاص دادن اما با مناعت طبعی که داشت و اظهار اینکه نیازی ندارم و به کسی که احتیاج دارد سهمیه را بدهید از دریافت و قبول آن امتناع کرد در حالیکه در همان زمان پیکان قهوه رنگی داشت و بواقع نیاز به تعویض داشت اما تا زمانی که فوت نمود از همان پیکان شخصی خود استفاده نمود و باید گفت یاد و نامش گرامی و زنده باد.

 

 وریا غفوری : با آشنایی که با پدر و عموی وریا داشتم پدر ایشان برای موفقیت وریا عاشقانه تلاش و زحمت کشید، وریا دارای توان و استعداد فراوانی است و اگر حمایت و کمک لازم می شد می توانست در تیم های خوب خارجی بازی کند.

 

گفت و گو از عباد زینبی / پایگاه خبری پاله وان

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.