×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

پاله وان در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

امروز : سه شنبه, ۷ بهمن , ۱۳۹۹
کامبیز مهاجرپور: افكار كهنه و پوسیده باعث انحلال ساینا شد
عادل خلیلیان

مقدمه: دهه هفتاد و هشتاد فوتبالیستی در کردستان بازی می کرد که با تعصب و عشق به  فوتبال زبان زد خاص و عام بود، این بازیکن سالها به عشق شهر و دیارش در زادگاهش کردستان فوتبال خود را ادامه داد و چندین سال کاپیتان تیم پرطرفدار و صاحب نام ساینا سنندج بود. صحبت از عباس مهاجرپور یا همان آقا کامبیز است که در روز ۴ تیرماه ۱۳۵۲ در شهر سنندج به دنیا آمد،  بازیکن قلدری که با بازی های زیبایش لرزه بر تن حریفان می انداخت،

 

شروع دوران فوتبال

فوتبال را مثل همه بچه ها از كوچه،محله و مدرسه شروع كردم يادم می آید مدرسه ابتدايي پروين اعتصامی بوديم مسابقات كلاسی گذاشتند، ما كلاس چهارم بوديم و در این مسابقات به کلاس پنجم خورديم با  دوست خوبم امير زينت گری هم كلاس بوديم با بازي خوب امير كلاس پنجمی ها را برديم و فکر می کنم از آن روز  داستان واقعی فوتبالم شروع شد آن هم  به لطف فوتبال مینياتوري اميرزينت گری كه واقعا از همان بچگی عالی بازی می کرد.

جرقه‌های فوتبالیست شدن در زمین خاکی فتح

در کودکی همیشه به زمين خاكی فتح كه پشت سالن تختی بود مي رفتيم  آنجا چند تيم مشغول به بازی بودند و يكی از آنها، تیم  كيان بود دیگر تیم حاضر اشكان نام داشت كه بزرگانی چون مرحوم شاهرخ حقيقيان،  مرحوم عزت فخرالعلمايی وايوب فخرالعلمايی، خليل حق مرادی، بهزاد حداديان، بهرام حداديان، جمال صفوتی ،جمال زندسليمی وعزت مازوجی را به خود می دید. علاوه بر آن آقا نواب مربی تيم اشكان بود و برادران ولی خانی و خيلی های دیگر بودند در آن جمع حضور داشتند و  من هم كه بچه بودم طبق معمول همه بچه ها هميشه دور این زمين بوديم پشت دروازه ها بازی می كردیم، توپ جمع كن بزرگان اون موقع بوديم، بعد ها تیم کیان تبدیل به یک تيم نوجوانان و نونهالان شد و آقا خليل حق مرادي مربی تیم شد  تا اينكه مسابقات نونهالان شهرستان سنندج روی زمین چمن ملک نیا برگزار شد كه بنده به باشگاه پيام رفتم و از آنجا  واقعا دنيای فوتباليم كليد خورد و آقای جواد ذوالفقاری واقعا در آن مقطع نقش بسزایی در شروع فوتبال من ایفا كرد، ایشان مربی نونهالان پيام بودند كه مثل يك برادر بزرگتر حواسش به تحصیل و  زندگیمان و فوتبال بود واقعا باشگاه پيام یک مكتب و ايدولوژي برپايه أصول اخلاقی خاصی داشت كه من هم افتخار می كنم که يكي از كوچکترين اعضای آن مجموعه خوب بودم و هميشه خودم را مديون بزرگترهای باشگاه پيام می دانم بخصوص آقا سهراب جلالي آقاجواد ذوالفقاري و بقيه بزرگان باشگاه پيام که تا زمان تبديل شدن به ساينا و ادامه فوتبالم به بنده لطف داشتند.

اولین مسابقه رسمی

اولین مسابقه رسمی که حضور پیدا کردم مسابقات نونهالان سنندج بود که در استادیوم ملک نیا برگزار شد.

افول ورزش کشور و رابطه مستقیم آن با آموزش و پرورش

متاسفانه شرايط بيمار گونه جامعه و كشور به شدت روى همه مسائل تأثير گذاشته ولی خوب بنده معتقدم که ورزش در تمام دولت های ادوار مختلف به تدريج از برنامه های سیاسیون حذف شد و گویا هزينه كردن برای ورزش وجوانان جايی در تفكرات دولتمردان نداشته و  ندارد نمونه بارز آن  ورزش آموزشگاه ها بود که  اصلا دیگر کسی  يادش نمی آید  مسابقات آموزشگاهی  برگزار می شد! وقتی ورزش در ايران مرد كه ورزش در حوضه آموزش و پرورش مرد! وقتی دیگر در مدارس حیاطی برای ورزش توپی فوتبال وجود ندارد و در مدارس مواد مخدر مانند شيشه و گل جای توپ فوتبال و بسكتبال را گرفت.

لزوم حمایت شهرداری ها از ورزش

از  همان قديم الأيام بار اين فوتبال روی دوش اشخاص بوده و برعكس تمام ايران با اين حال خراب اقتصادی شما استانی را سراغ ندارید كه فوتبال متكی به دولت داخلش نباشد حالا به هر نحوی شركت و ارگانی دستی  بر آتش فوتبال استانش دارد بعنوان مثال استانی را سراغ ندارم در لیگ های کشوری فوتبال بالاخره يک شهرداری در آن رده تيم نداشته باشد غير از استان كردستان،  البته بحث الان فقط فوتبال و لیگ های  فوتبال كشور نیست.شهرداری ياسوج چه فرقى با شهرداری سنندج دارد؟ شهرداری زنجان چه فرقى با شهرداری سنندج دارد كه سالهاست همه اينها در لیگ های اول دوم سوم بالاخره دارند تيم داری می كنند و باعث می شوند چراغ فوتبالشان  هرچند  كم سو ولی روشن بماند، ولی در  استان ما از شهردار و مديركل و غيره بايد از ۱۰ نفراجازه بگيرند تا يک جفت كفش برای  يك ورزشكار بخرند.

افراد بر اساس شایستگی پست نگرفتند

کلیه افرادی که در استان کردستان در طول تاریخ پست گرفتند بخاطر شايستگی نبود و همواره از روزی كه مدیر می شوند و پشت ميز رياست خواهند نشست فقط استرس اين را  دارند که چه زمانی عوض می شوند و در این فاصله هم وظيفه جناب مدير فقط جبران زحمت لابی هايست كه ایشان به واسطه رابطه آنها پست گرفته است فرقی ندارد پست شهردار مدير كل يا رياست هیئت! دیگر فرصتی برای خدمت نيست اين همه حاشيه را برایتان تعریف کردم كه برسيم به چرايی وضعیت افتضاح  فوتبال كردستان و هرج مرجی که در آن حاکم است،  پول یکی از اساسی ترین ارکان ورزش است، زمانی که پول نيست، وقتی از پول بیت المال صدها ميليارد هزينه يک استاديوم ورزشی می شود و حتى يك مسابقه در آن  برگزار نمی شود، كسی هم جوابگو نيست وقتی يک هیئت  فوتبال در تمام دورانی كه من بياد دارم نداشتيم حتى پول داشته باشد ۴تا توپ بخرد زمانی كه مثلا حرف باشگاه های خصوصی پیش می آید دیگر کلا  اداره كل ورزش وجوانان و  هیئت ها  كاری به ورزش ندارند.

هیچکدام از مدیران ورزش دلسوز فوتبال نبودند

هیچکدام از افرادی که به عنوان مدیرکل در استان کردستان پست گرفتند دلسوز فوتبال نبودند و برای پیشرفت آن قدمی بر نداشتند. شاید بتوان تنها خدمت اداره ورزش و جوانان در طول سالیان اخیر را در اختیار گذاشتن سالن آمفی تاتر این اداره برای برگزاری مجامع هیئت فوتبال استان باشد. متاسفانه سالها پیش زمين چمن استقلال که با هزینه های بسیاری ساخته و نگهداری شد توسط مدیرکل وقت تقديم به اصطلاح یک آکادمی شد كه همان موقع من اعتراض كردم ولی چون  همان قضيه مديران بود دستوری زمين با کیفیت در اختیار آکادمی قرار گرفت و توسط حضرات نابود شد. حتى يادم می آید آن  موقع اداره كل حتى عرضه گرفتن پول آب مصرفی از آکادمی مربوطه را نداشت البته نمی خواهم ريز بشوم توی داستان چون حوصله حاشيه را ندارم ولی  واقعا اگر  مديركل وقت كوچکترین  اختياری را  داشت يا رئيس هیئت  فوتبال وقت چنین كاری  نمی كرد زمين نابود نمی شد.

نباید از فوتبال کردستان توقع داشت

تا جایی که بنده اطلاع دارم تمام بار فوتبال سنندج روی دوش دوتا چمن مصنوعی  ملک نيا می باشد وزمين چمن طبیعی لشكر ۲۸ كه آن هم فكر كنم پارسال كلا در خدمت اكادمي فوتبال بود!!! خوب الآن با اين تفاصيل كه يك استاندار يا مدير كل يا شهردار يا فرماندار ورزشي نداري و هركس دنبال پريدن روی پله بعدی به اصطلاح ترقى خودش است و پول هم بخاطر اين اقتصاد فوق شكوفا وجود ندارد شركتی  هم وجود ندارد كه درآمد داشته باشد اگر هم باشد و  درآمد داشته باشد كه كاری به ورزش ندارد  با اين تفاصيل هرنوع توقعی از داشتن یک فوتبال حتى در زيرگروه کشور هم توقع زيادی است. چون از همه نظر صفر است هم مديريت هم ابزار فقط نيروي انسانی زیاد داریم و  تا دلت بخواهد زحمت كش داريم،  فقط در جرگه مربيان كه آنها هم یکی یکی  بخاطر خيلی  نامهربانی ها  در این  فوتبال نماندند و فكر می كنم اين كليات را اگر ريز بنگريم به بعضی از عوامل سردرگمی هرج ومرج در فوتبال می رسيم به اعتقاد بنده اصلا قابل مقايسه نيست.

از شوق فوتبال نیش عقرب را حس نکردم

ما در فوتبال کردستان زمين خوب داشتيم، بازيكن خوب واقعا داشتيم، روحيه جنگندگی و تعصب خيلی  نسبت به الان بالا بود آن موقع فوتبال زندگی ما بود نه تفريح واقعا عشق اگر بود عشق فوتبال بود يادم می آید یک  روز جمعه صبح قرار بود بزرگان پيام واستقلال آن زمان با هم بازی کنند، من رده جوانان بودم روی پله ها پيش بزرگان نشسته بودم آقا سهراب جلالی اومد به من گفت برو لباس بيار اصلا فكر نمی كردم اون روز در كنار بزرگان يا در مقابل آنها  بازی كنم،  باور كنيد از ذوق فاصله زمین ملک نیا تا منزل که در محله جورآباد بود را دويدم، لباس برداشتم و با دویدن سمت ورزشگاه رسیدم  آن لحظه كه لباس رو از صندوقچه برداشتم یک  لحظه دستم درد خاصی را حس كرد به خاطر شوق فوتبال اصلا توجه نكردم، خلاصه بازی به من رسيد و موفق به حضور در زمین بازی شدم در تمام مدتی که در زمین بودم همچنان درد ناحیه دستم را حس می کردم ، بازی كه تمام شد آقا جواد ذوالفقاری دستم را ديد تازه فهميدم كه عقرب نيشم زده بود، ولی  از ذوق فوتبال اصلا هيچی برایم مهم نبود چون با بزرگانی مثل آقا جواد ذوالفقاری، محمدتباران وغيره هم بازی شده بودم ودرمقابل بزرگانی مثل آقا وفا لطف الله نسبی ، حبيب الله صالحی،  آقا عباس گيتوی بازی می کردم واقعا بزرگی و  كوچکی و كسوت،حرمت داشت مثل الان نبود! باور كنيد يكسال مسابقات جام فلق با مينی بوس تربيت بدنی رفتيم اردبيل آقای  صامری لطف كرد من را هم كه خيلی جوان بودم دعوت كردند به خدا قسم رفت و برگشت را روی یک چهارپايه کوچک داخل مينی بوس بود نشستم به عشق آنکه دركنار بزرگانی چون آقا همايون قمری وآقا طهماسب فروتن و آقا امجد دلاوری و  خيلی دیگر  از بزرگان می خواهم بگم ماها عاشق بوديم امروز متاسفانه اتوبوس vip برای بازيكن می گیری اما بازهم…. زمان ما واقعا زحمت طاقت فرسا كشيده می شد الان زحمت را اکثر آفوتباليستها در پای قليان می کشند!!

فوتبال کردستان در حال نابودی است

با توجه به شرایط بحرانی، مشکلات اقتصادی و مدیریت ضعیف در استان، متاسفانه در حال حاضر وضعیت فوتبال کردستان به شدت آشفته است و اگر این وضعیت همچنان حاکم باشد، من فكر می كنم تا يكی دوسال ديگر ما در کردستان تيم فوتبالی نخواهيم داشت.

امیدوارم همه ی فوتبالیست های کورد در لیگ های کشوری موفق باشند و بدرخشند.

حال صداوسیما خراب است

رسانه های نوشتاری بر اساس بضاعتی که داشته و دارند به نظر بند عملکرد قابل قبولی داشتند و سراغ سوژه ها رفته اند،اما بحث صدا و سیما و شبکه استانی کردستان متفاوت است، متاسفانه عملکرد صدا و سیمای مرکز کردستان مخصوصا در حوزه ورزش چیزی شبیه به فاجعه است متاسفانه سالهاست حال صداوسيما خراب است و این مساله را همه ما می دانیم!

آن طور که مردم لیاقت داشتند خوب نبودیم

‏  لحظه لحظه روزهای عمرم را  كه در زمين فوتبال گذراندم دركنار دوستان بهترين خاطرات من هستند، من با فوتبال زنده ام همين الانم ولی تلخ ترين آن اينكه هيچوقت نتوانستيم آن طور كه مردم ما  لیاقتش را  داشتند و  استاديوم می آمدند و  تشويق می کردند  خوب باشم، زمان ما نمی دانم يادتان باشد يا نه هميشه ورزشگاه ملک نیا پر می شد از تماشاگر  يادش بخير البته پارگی ربات پایم هم روز تلخی بود.

جوانبرای سربلندی کردستان از جان مایه بگذاریم

پيشنهادم به جوانان این است که درسته شرايط زندگی سخت است و همه چیز سخت تر ولی هروقت نماينده اين شهر بودن برای اسم شهرشان و سربلنديش از جان و دل مايه بگذارند و  قدر زحمات بزرگترهای تيم هایشان را  بدانند كه از زندگي خودشان برای این فوتبال می زنند.

کامبیز به جای عباس!

به عنوان كسی که  سالها عمرش را در اين ورزش گذاشته شد، اصلا ما را  كسی يادش نيست يه خاطره جالب در این مورد برایتان تعریف می کنم،  زمانی آقای  نوسودی معاون عمرانی بودند و  بنده آدمی عاشق فوتبال را  خارج از  استان آوردم كه اينجا به ایشان زمين بدهند و یک كمپ مانند درست كند، درخواست نياز زمين را نوشتم طرح را هم داديم آقای نوسودی استقبال كردند و گفتند باید در كميسيون تربيت بدنی موافقت كند ما رفتيم طبق معمول تربيت بدنی استقبال ظاهری كردند خلاصه كمسيون آمد و با آن مخالفت كردند باورتان می شود حتى درخواست را بررسی نكرده بودند که طرح را بخوانند چون من در شناسنامه عباس مهاجرپور هستم و  درخواست را  به آن اسم نوشته بودم وقتي جواب دادن در برگه نوشته بودند كامبيز مهاجرپور !!! حتى زحمت نداده بودند پاکت درخواست را باز کنند و ببینند اسم طرف چی است.

هیچ کدام از مدارس فوتبال کردستان را قبول ندارم

اسم آقای دكتر بيژن ذوالفقارنسب خود در فوتبال و ورزش يك برند است، ايشان آنقدر كارشان را خوب بلد هستندو از نظر علمی و  فنی توانمند می باشند كه اگر نگاه كنيد از روزی كه به ايران تشريف آوردند يكی از معتمدين كليه فدراسيون های فوتبال بودند چه اصلاح طلب و چه اصول گرا، ايشان همه می آیند و می روند بخاطر این كاربلدی هميشه هستند برای فدراسيون فوتبال. بنده نه تنها آکادمی آقای دكتر بلكه هیچکدام از مدارس فوتبال استان را قبول ندارم، با كمال احترام به همه مربيان زحمت كش بخصوص آقای  فرشيد رحيميان، سامان ملايی ، عابد احمدی وشاهو كريمی سياوش معتمدی و آکادمی آقای ذوالفقارنسب بيشتر یک مغازه با يك ويترين شيک است، آقای دكتر خيلی خيلي بيشتر از اينها در گذشته می توانست برای  فوتبال این استان و شهر مثمر ثمر باشد،  فكر كنيد كه ایشان  سالهاست دربالاترين نقطه فوتبال اين كشور بوده اند بعداز انقلاب قهرمانی با سايپا درلیگ فوتبال كشور ، مربی تيم ملی بودند وهزاران عناوين بزرگ ديگر كه كمتر چهره فوتبالی بعداز انقلاب داشته است ولی حاصل اين بزرگی  ايشان  برای فوتبال این استان شده يک مغازه خوش ويترين به نام آکادمی دكتر ذوالفقارنسب كه هيج ثمره ای نه تنها برای فوتبال ما نداشته بلكه مخرب هم است، آقای دكتر آنقدر در سطح اول این مملكت در فوتبال اعتبار دارند که در سالها می توانستند سالی ۵بازيكن از تمام رده ها را وارد تيم های  بزرگ كشور كنند، شما شمالی ها را نگاه كنيد مثالی ساده از مرحوم قايقران بين انزلی و رشت هميشه يك كری خوانی است در فوتبال ولي محال است مكانی در رشت بروید و عكسی  از قايقران انزلي چی  نباشد، چون از اعتبارش مايه گذاشت برای  همه بچه های شمال چه رشت وچه انزلي و حتی باشگاه كشاورز را به یاد دارید، قايقران چقدر از بچه هاي شمال را آورد مثل عاشوری، داداش زاده ،برومند وخيلي هاي دیگر، اما آقای دكتر كاش از قدرت و  اعتبارش استفاده مي كرد و در تيم هايی كه مربی بود حداقل هر سال یکی دوتا  تداركات چی کورد می برد! بازيكن نداشتيم تا لااقل از آن درياي بيكران ريخت و پاش تيم هاي ايشان دو ریالی هم به دوتا همشهریشان می رسید، چون ما فوتباليست ناب نداشتيم!مثلا رئوف زارعی و امجد شكومقام، ضیا نیک نفس، پويا سيف پناهي ،ستار محمدی، فريد طيب اصل، رضارحمت پناه، وريا و خيلي های دیگر که می‌توانستند به لطف دكتر به نظرمن سالها درسطح اول فوتبال مملكت خدمت كنند،  نمی توانیم بگویم  استعداد نداريم چون خود آقای دكتر هم از همين شهر به سطح اول فوتبال اين مملكت رسيدند و  ای كاش دكتر عزيز در آن زمان كه فرصت بود اين كار را می كرد و بجای درست كردن آكادمی فوتبال كه هدف گرفتن زمين و تسهيلات به نظر من می رسد، تا كمك به فوتبال با كمال احترام به محضر بزرگوار دكتر ذوالفقارنسب عزيز مي دانم ایشان  روح بزرگ انتقاد پذيری دارند.

‏ معیار کانون پیشکسوتان خودپسندی است نه دگر پسندی

واقعيت اين است مكان و جايگاه مناسبی برای پيشكسوتان تعريف نشده است. دراستان ما و هیئت وسازمان ورزش اصلا به قهرمانان بها نمی دهند چه برسد به پيشكسوتان اگر ماهانه هردو ماه يكبار هیئت یک دورهمی برگزار می كرد فقط درحد اينكه همه ازحال هم خبردار می شدند خيلي خوب ميشد. البته يک تشکل به نام كانون پيشكسوتان فوتبال پارسال درست كردند كه آن هم بيشتر به نظرم اتاق فكر از ما بهتران بود تا كانون پيشكسوتان!  درد اين است كه اصلا تعريف پيشكسوتی در ايران شناسنامه دارد اما درفوتبال دنيا كسوت جدا از سن به تعداد فوتبال هم بستگی دارد، دليل ندارد طرف زودتر بدنیا آمده باشد  ۴تا بازی انجام داده باشد آن هم درحد مثلا فقط داخل استان تا قيامت بايد پیشکسوت بماند! به کسی می گویند بزرگتر ولی به آقا حبيب الطف الله نسبی  پیشکسوت می گویند،  متاسفانه معيار كانون معيار خودپسندی است نه ديگر پسندی!  در حالی كه خيلی از آقایان یک هزارم آقا جميل جمشيدنژاد، وفا لطف الله نسبی و هوشنك پيرظهيری و خيلي از بزرگان دیگر برای فوتبال زحمت نكشيدند اما از زمان حضرت نوح ایشان یک مجموعه هستند كه فقط خودشان را پیشکسوت  می دانند! بنده ۱۶سالم بوده اين عده پيشكسوت هستند حالا  من ۴۷سالم شده باز هم  همين تعداد محدود پیشکسوت هستند. بقيه اين همه عمر را  گذاشتند هنوز نشان كسوت را از این آقایان نگرفتند! دليل كم رنگی پيشكسوتان يكی  از مواردش همين چند روز پيش فيلمی در شبكه های اجتماعی ديدم كه از مقداری زيادی اقلام را كانون زحمت كشيده بودند تا بين مردم ضعيف تقسيم كنند كه كاش طراح اين كار شريف و انسان دوستانه كمی تحقيق می کردند و می دیدند چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است در همان آکادمی آقای دکتر مربی و بچه های  هستند كه در اين روزها به نان شب محتاج هستند حتی میان  پيشكسوت و فوتباليست هم دهها نمونه وجود دارد، به هر حال اين هم  دليلش همان محدوديت تصميم گيری سليقه ای بود به اصطلاح پيشكسوت!

ورزش به آدم های مخلص و ورزشی نیاز دارد

اگر در ورزش قدرتي داشتم اولويتم انتخاب آدم های  مخلص و واقعا ورزشی بود، حيف است که از جيب ورزش و ورزشكار بزنی! كاری كه خيلی از آقایان در این سالها در ورزش اين استان كردند، درحال حاضر به لطف یک بزرگمرد دلسوز آقای همايون جمشيدی كه برایش آرزوی سلامتی دارم و آقا وفا لطف اله نسبی و دوست خوبم اسماعيل بدری یک  تيم خوارج! پيشكسوتان داريم كه دورهم جمع می شویم  و سال قبل خيلی از شهرها واستان های  همجوار رفتيم.

از سایپا تا ساینا!

در زمانی که در عضویت  فرمانداري مهاباد بودم و با این تیم قرارداد داشتم، يك شب اخبارورزشي اعلام كرد كه متولدين ۱۳۵۱ طبق دستور فيفا اميد محسوب می شوند، البته ماه و سالش را يادم نيست من متولد  ۱۳۵۲بودم وقتی این را شنيدم همان شب به سمت تهران راه افتادم عموی بنده از دوستان قديمی و  نزدیک دكتر ذوالفقارنسب بودند به ايشان زنگ زد وايشان لطف كردند و بنده را به مربی تيم اميد معرفی كردند بعداز چند جلسه تمرين مرا قبول كردند  البته در آن دوران سايپا يكی از ثروتمندترين تيم ها بود و در تمام رده های پايه پول خيلی خوبی می داد و این  موجب شده بود كه تمام بازيكنان خوب اون دوره به سایپا سرازير  شوند تقريبا یک فصل درخدمت اين تيم بودم كه دوستان دانشگاه آزاد با انتقالم به تهران مخالفت كردند وبخاطر درس و مشق برگشتم و دوباره درخدمت ساينا سنندج بودم.

آوالان و آبیدر باید حمایت شوند

در حال حاضر دو تیم آوالان و آبیدر کردستان نماینده های استان در لیگ های کشوری هستند که برای پیشرفت و رسیدن به لیگ های بالاتر به حمایت مدیران ارشد استان نیاز دارند. برای  هر دوتيم  آوالان کامیاران و آبیدر سنندج آرزوی موفقيت دارم البته آبیدر را  كم و بيش درجريان زحمت های فراوان آقای  رضا مجيدی  وهمكارانشان  هستم كه از زندگی خودشان دارند مايه  برای این تیم مایه انشالله نتيجه زحمت هایشان را ببینند.

ساینا با مهندس ادب همیشه در اوج بود

ورزش ما و ورزشكاران ما و خيل عظيمی از مردم مديون زحمات مرحوم مهندس ادب بودند واقعا هميشه وقتی يادم می افتد دلم می گیرد که چرا ما نتوانستيم از جواهر نابی مثل مهندس ادب آنطور كه ايشان برای ما زحمت می كشيد تشكر و  قدردانی كنيم. به لطف ايشان ساينا تأسيس شد و درتمام آن سالها باوركنيد يكبار برای ماشين یا لباس یاكفش یا خوابگاه منتظر و  معطل نبوديم. واقعا هيچ وقت فکر نمی کنم تاريخ بزرگمردی ديگر مانند مهندس ادب را درتاريخ كردستان ببیند،  بدون چشم داشت اون همه از جيب ايشان هزينه می شد درحالی  كه می توانست انجام ندهد، آن  تداوم باعث شد ساينا شكل وقدرت خاصی بگیرد هر چند  من هميشه گفتم  ما نتوانستيم از وجود گوهر گرانبهایی مثل مهندس ادب آن طور  كه باید استفاده كنيم واقعا از روزی كه مهندس از ورزش رفتند تاريخ را  نگاه كنيد دیگر  ورزش در این استان و بخصوص سنندج برای هميشه مرد. از آن جهت از بعضی مسائل مطلع بودم كج سليقگی و طبق معمول بعصی افكار كهنه و برخی اطلاعات غلط باعث شد آن بزرگمرد تاريخ كردستان از اين تيم داری برخلاف ميل باطنی دست بكشند و  به نوعی  واقعا ساینا می توانست جایگاه خوبی در غرب کشور بدست آورد. اگر بعضی تفكرات غلط نبود ساينا می توانست خيلی جايگاه خوبی در فوتبال حداقل درمنطقه غرب بدست بياورد، حيف كه نشد به نظرم  یه جورايی  بعضی از اساتيد و بزرگواران يه طلب بخشش به اون بزرگمرد بدهكار هستند.

سخن پایانی

اگر زندگی به روال عادی برگشت انشالله بعد از پایان اين كرونا درس خوبي بوده باشد برای اينكه قدر يكدیگر را بدانیم.

 

گفت وگو: عادل خلیلیان/ پایگاه خبری پاله وان

 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.